کالکشن بختیاری
بدلپوشی، میان پنهان شدن و دیده شدن؛
آنجا که پوشش، امکان تجربهی هویتی دیگر را فراهم میکند.
در طراحی این مجموعه، لباس و اکسسوریها بهعنوان عناصری مستقل و در عین حال مرتبط با یکدیگر، نقش مهمی در روایت مفهوم «بدلپوشی» ایفا میکنند. استفاده از پارچهی دستبافت «چوقا»، که حاصل هنر و مهارت زنان عشایر است، یکی از ارجاعات اصلی این مجموعه به پوشش و فرهنگ بومی محسوب میشود. این پارچه که بهطور سنتی در پوشش مردان عشایر جایگاهی مشخص و هویتی دارد، در این مجموعه در بستری متفاوت بازخوانی شده است؛ جایی که محصول دست زنان، در قالب پوششی با هویت تاریخی مردانه ظاهر میشود. این جابهجایی و بازتعریف، مرز میان تولیدکننده، پوشنده و هویت جنسیتی لباس را به چالش میکشد. در طراحی لباسها و کلاه نیز تلاش شده است تا هر جزء، ضمن قرار گرفتن در یک ترکیب معاصر، ماهیت و پیشینهی اصلی خود را حفظ کرده و بهصورت مستقیم به ریشههای فرهنگی و کاربرد اولیهی خود اشاره کند.
کیف کمری این مجموعه نیز با الهام از کمربندهای مورد استفادهی خانها و مردان ایل بختیاری طراحی شده است؛ کمربندهایی که در گذشته، بهویژه هنگام شکار، به دور کمر بسته میشدند و علاوه بر کارکرد عملی، نشانهای از قدرت، جایگاه و هویت مردانه بودند. در بازخوانی این عنصر، ساختار کمربند به یک کیف کمری تبدیل شده و فشنگها بهصورت نمادین و تزئینی در طراحی آن حضور یافتهاند؛ عناصری که یادآور قدرت، شکار و قلمروهایی هستند که بهطور سنتی در اختیار مردان تعریف میشدند. در کنار لباس و کلاه، این کیف به بخشی از فرایند دگرگونی هویت تبدیل میشود؛ فرایندی که در آن عناصر آشنا از زمینهی اصلی خود جدا شده و در قالبی تازه بازتعریف میشوند، بدون آنکه ریشه و ماهیت اولیهی خود را بهطور کامل از دست بدهند. مجموعه از طریق همین جابهجاییها، تلاش میکند تقابلهای تثبیتشده میان زن و مرد، قدرت و ضعف، و سنت و بازخوانی معاصر آن را به پرسش بکشد.
گفتوگویی میان سنت و زندگی روزمرهی معاصر.
نمایش این مجموعه در فضای سنتی
یک رنگرزی قدیمی،
خود بخشی از روایت «دوران» بود.
در این فضا، تنش میان سنت و مدرنیته، اصالت و تجربهی زیستهی امروز، به چشم میآید—جایی که لباسها نه فقط بهعنوان محصول، بلکه بهعنوان روایتگر زمان و مکان خود دیده شدند. حضور نسل جوان در این بستر، نه تقابل با گذشته، بلکه بازتعریف آن بود. «دوران» از مخاطب دعوت میکند که اصالت را نه در بازگشت به گذشته، بلکه در مواجههای نو، صادقانه و شخصی با آن بازشناسد—و داستان خود را با زبان امروز، بر تار و پودی قدیمی بنویسد.